برایِ شکستنِ بیامان بیهودگی؛
در پیشواز از این خیالِ دورِ پَزَنده و آویختنِ خیال و خاطره به زمستان، در تابستانیترین ساعت امروز، از میان پستانهایی سوخته و عطری ریخته، مرا به سرما، به کِزکِز استخوانسوزِ دوری، مرا به سیاهِ زمستان، به قصهیِ فراموشی بخواهانید «او شخصن مرا نمیخواهد».
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 13:1 توسط الهام اسدی
|
زیباییات را کنار بگذار!